زینب سادات ناصری
دختر نوجوانی در موکب موهاش رو کوتاه کرده بود. ازش پرسیدم چرا؟ گفت: «برای شفای مادرم نذر کرده بودم.» موهاش رو گذاشته بود توی پارچه سبز و لبخند میزد. گفتم: «اگه مادرت خوب نشه؟» گفت: «من نذر کردم برای رضای حسین، نه برای معامله با خدا.» اون لحظه فهمیدم ایمان یعنی بخشیدن بدون شرط.