ارسال آثار
ارتباط با ما
شماره تماس
021-67641716
پیام رسان
@M_JDsharif
آدرس دبیرخانه
تهران، بلوار اکبری، کوچه احمد قاسمی، جهاددانشگاهی صنعتی شریف
سازمان جهاد دانشگاهی صنعتی شریف با همکاری واحدهای جهاددانشگاهی (استانهای آذربایجان شرقی، خراسان رضوی، خوزستان، زنجان، فارس، کرمانشاه، گلستان، لرستان، مازندران، همدان، یزد) سومین دوره پویش ملی سوغات اربعین را برگزار می کند.
رویداد فرهنگی و ملی سوغات اربعین، که با گستردگی ویژهای در فضای مجازی و پلتفرمهای داخلی و خارجی برگزار میشود، بستری را فراهم کرده است تا زائرین بتوانند با زبان و احساسات خود، گوشهای از این عظمت را به تصویر کشیده و روایت کنند. این پویش با معرفی دقیقتر ابعاد علمی، فرهنگی و اجتماعی این آیین مذهبی، تلاش میکند تا اربعین را نهفقط یک مناسبت عبادی بلکه بستری برای تحوّل و همگرایی اجتماعی در سطح ملّی و فراملّی بازتعریف نماید و از طریق ایده ها و نوآوریهای مدیریتی اجرایی و علمی فناورانه موجبات راستای تسهیل امور زوار، موکبداران و جامعه بزرگ طراحی فراهم نماید.
021-67641716
@M_JDsharif
تهران، بلوار اکبری، کوچه احمد قاسمی، جهاددانشگاهی صنعتی شریف

به اطلاع شرکت کنندگان محترم می رساند نتایج رأی گیری مردمی (بر اساس دستورالعمل اعلام شده از طریق کانال و سایت رسمی پویش) ...

🗳 آغاز رآی گیری مردمی🗳 🕗 زمان رای دادن 👈 ساعت ۸ صبح روز شنبه ۱۹ مهر ماه آغاز و ۸ صبح ...

🔹پویش ملی «سوغات اربعین»؛ تلفیق هنر، فرهنگ و پژوهش در روایت جهانی اربعین سومین پویش ملی «سوغات اربعین» از تیرماه ۱۴۰۴ به ...

مهلت ارسال آثار به دبیرخانه پویش سراسری سوغات اربعین تا 15 مهر ماه 1404 تمدید شد. 📌محوهای مسابقه 🟢 محور ادبی: روایتگری ...

آثار ارسالی زائران گرامی به دبیرخانه پویش در تارنمای www.arbaeen.jdsharif.ac.ir منتشر شد. مهلت ارسال آثار تا ۱۵ شهریور ...

پویش سراری سوغات اربعین، تا 15 شهریور ماه تمدید شد. شما می توانید آثار خود را با موضوع اربعین حسینی در سه محور ...

به گزارش روابط عمومی سازمان جهاددانشگاهی صنعتی شریف، حجتالاسلام حمید احمدی، رئیس کمیته فرهنگی آموزشی ستاد مرکزی اربعین، در پیامی ضمن تسلیت ایام ...

هم اندیشی و همکاریهای هنری در کربلا: سومین نشست اتحادیه عکاسان اربعین با هدف تقویت ظرفیتهای هنری و ارائه آثار تصویری به نمایش ...

آیین رونمایی از پوستر سومین پویش «سوغات اربعین» برگزار شد *آیین رونمایی از آثار فرهنگی، هنری و علمی اربعین از سوی حوزه نمایندگی ...

آغاز به کار سومین پویش ملّی سوغات اربعین به میزبانی سازمان جهاددانشگاهی صنعتی شریف 💠خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران: https://irna.ir/xjV7Kx 💠خبرگزاری ایسنا: ...

در قلب کویر و زیر آسمان جنوب، مرز چذابه میعادگاه عاشقان امروز به تابلوی زندهای از عشق و ایمان تبدیل شده است، مرزی که مقصد همه زاِئرانش یک جا است؛ کربلا... این جا مرز چذابه است؛ خورشید سوزان آسمان مرز چذابه را با حرارت بیامان خود میسوزاند؛ گرمایی که شاید در نگاه اول میتوانست هر کسی را از راه بازدارد ...

کنگره ملی شعر سوغات اربعین (پنج پارچه شعر در یک پوشه) «جامه ای از بهشت» تا سبکتر بکَشم بارِ غمی مبهم را با غزل گریه، فراهم کنم این مرهم را در عطشناکیِ آن روز، صلیبی گل کرد دل به جوش آمد از آن داغِ نهان، زمزم را جُلجَتا را به تماشای مسیح آوردند و نشاندند به خاکستر غم مریم را ...

دلنوشته: سوغاتِ بیوزنِ کربلا سوغاتِ من از کربلا، چیزِ کیسهها نیست. سوغاتم نوری است که در سینه جا گرفته؛ نوری که از آستانِ حسین(ع) تا اعماقِ جانم تابید. سوغاتم اشکهایی است که نه نشانِ غربت، که نقشِ دعوتنامهای برای بازگشت به خویشتن شد. اشکهایی که شست غبارِ غفلت را از آیینهٔ دل. در آن دریای انسانهای سفیدپوش، بزرگترین سوغات را ...

جغرافیای میان رودان در طول تاریخ آبستن حوادث عدیده بوده است. تمدنهایی چون بابل و آشور در این گستره بالیدهاند و شاهان آنان به افتخار پیروزی بر هماوردان خود نقش برجستههایی به یادگار گذاشتهاند. همیشه شوق دیدن آثار تمدنی عراق، این کشور کهنسال را داشتهام. کشوری که برای ایرانیان در عصر باستان یادآور شکوه تیسفون و هماوردی شاهان ایرانی با ...

بسمه تعالی آغوش نازنین روایتی از دیدار یار فاطمه زینلی ( دانشجوی کارشناسی دانشگاه فرهنگیان مرکز شهید باهنر) v زیر باران ، دوشنبه بعد از ظهر پیش چشمم ، کتیبه ای افتاد خم شدم تا که بردارم دفتر شعر من زمین افتاد دفتر شعر محتشم خوانی نسخه های شبیه گردانی یاد رَجْزِ پهلوان خوانی بی گمان لرزه بر جبین ...

بسم الله الرحمن الرحیم شعر قصه آب و ادب روایتی از حُرّ و پشیمانی سراینده اثر : فاطمه زینلی دانشجو کارشناسی آموزگاری از دانشگاه شهید باهنر فرهنگیان تهران 《قصه آب و ادب 》 ■ سر صف یا که به تفریح کلاسی ته آن راهروی دنج دبستان یا به خلوتگه مور ز میان° برگ عرق کرده افرا که به ترس است ...

شاهراه یکی آورده با خود گریه های گاه گاهش را یکی در کوله بار کهنه اش بار گناهش را یکی پیداست عمری خادم این آستان بوده یکی هم بعد عمری تازه پیدا کرده راهش را یکی در هر قدم هرم نفس ها را بغل کرده یکی در حسرت راهی شدن سرمای آهش را یکی نذر شما کرده ست چندین گوسفندش ...

حسرت و از کنار نخستین عمود راه افتاد دوباره قافله مانند رود راه افتاد قدم قدم، دمِ "لبیک یاحسین" به لب عدم به سمت تمام وجود راه افتاد دهان قافله یکباره پر شد از صلوات بساط آتش و اسفند و دود راه افتاد به لطف زمزمهی شعر دستهجمعی ما میان جاده گروه سرود راه افتاد نشست قافله قدری کنار ...

میدان نصرت گریزی نیست دل ها را از این شور و حرارت، نه جهان را چاره ای دیگر نمانده غیر حیرت، نه به دریا می روند این رودهای جاری از هر سو به وحدت می رسد این سیل جمعیت به کثرت نه قدم هامان تکان داده ست دنیای معاصر را که این رزمایش عشق است آری پول و قدرت ...

میدان نصرت گریزی نیست دل ها را از این شور و حرارت، نه جهان را چاره ای دیگر نمانده غیر حیرت، نه به دریا می روند این رودهای جاری از هر سو به وحدت می رسد این سیل جمعیت به کثرت نه قدم هامان تکان داده ست دنیای معاصر را که این رزمایش عشق است آری پول و قدرت ...

می ساخت شیرین تر از این ( سبک عراقی ) را می خورد اگر ( حافظ ) کمی چای عراقی هم... محسن کاویانی اما نمی دانم چه شد باران شدم نَم نَم دیدم میانِ یک مسیرم پُشتِ یک پرچم دلمُرده بودم گفت در گوشم بیا ، اِسمَع دلمُرده بودم گفت در گوشم بیا ، اِفهَم درراه مُهرِ تربَتَش اهلِ نمازَم ...

لیوان شربت آبلیمو که خالی شده بود را که در کیسه زبالهی مشکی کنار مشایه انداختم، نگاهم بهشان افتاد. مردی جوان روی ولیچر، با شالی به رنگ پرچم فلسطین بر گردن. حدودا سی ساله، با ریشی آنکادر شده، صورت سبزه، چشمان گود رفته و زخمی کنار لب. پشت سرش زنی جوان با عبای بلند و روسری مشکی که لبنانی ...

دل من هر سال در این روزها، با شوق زیارت امام حسین علیهالسلام و پیادهروی به سوی کربلا تپش میکرد. پیادهروی اربعین برایم نه فقط سفری جسمانی، بلکه تجربهای معنوی و عمیق بود؛ سفری که در هر گام آن، باری از درد و عشق به حسین را حمل میکردم. هر قدم که برمیداشتم، به یاد آن روز عاشورا، به یاد ...

*پیراهن عتیق و أربعین* بوی پیراهن یوسف از کربلا میآید! همان پیراهنی که از فرسنگها دورتر، با خیلِ فرشتگان، بشارتِ شفاء را برای چشمانِ یعقوب(ع) برد... این هدیهی آسمانی، ارث به ارث و نسل به نسل، از روضهی رضوان، به دامنِ پاک أنبیاء رسیده... پیراهن را از تار و پود یاقوت بهم بافتهاند و در قوارّه خورشید دوختهاند تا ...

بسم الله النّور کربلا طریق الأقصی میانِ حل معادلات مجهولِ عوام النّاس بودم که خوابم بُرد... دیدم کنارِ حوض نقّاشی پست مُدرن نشستم و در وضعیتِ قرمزِ تنفّر، دارم به مردابش طعنه میزنم! ناگهان خس خس و های و هوی عجیبی رشتهی فکرمو از جا کَند و دستمو گرفت و به بازار شلوغِ صنوفِ دُنیاسَواران بُرد! دیدم بساط غفلت و ...

یا علی(ع) گفتیم و عشق حسین(ع) آغاز شد آسمان زخمی و جراحت بر لب، سینه خیز خودش را به این جا رسانده، به آستانِ بیکران، به نجف؛ این جا مرکز بهشت است و قرار است تا مرکز دیگرش جاده ای از آدمیان و فرشتگان، صف بکشند و بشکنند بغضِ گلوی خفتگان؛ گروه گروه و یکان به یکان، از همه ...

نشد راهم به سوی کربلا / دلم غرق در دریای غم شد مرا حسرت به دل چنان زد / که سوزانید جانم را چنان بد هر آن گامی که در راهت نهادم / چو باران اشکها بر خاک دادم ولی امسال هم، دستم ماند خالی / زیارت شش گوشه ات شد خیالی ولی در این میان، دل را صفا شد ...

عروج وقتی دلم گرفته حال و هوا عجیب است بگذار پایِ باران، مُردن که عنقریب است بالا کشیدن از سرو، بی نردبان محال است افتاده در بیابان هرکس که فکرِ سیب است دلبر در آسمان است، کوته نظر زمین است فرقَ است بینِ عیسی(ع) با آنکه بر صلیب است بر نیزهها شقایق، در خون کشیده شیرین نقّاش تا خدا ...

صاحبِ مُلک قُدسیان پای پیاده در رهت، کودک و پیر و نوجوان تا به کجا کِشان کِشان، می بریم دَوان دَوان چشمِ تحیّرم مگر رو به تو آشنا شود وَر نه هوا پس است و من سوی کجا کنم نشان؟ هر گره از تبسّمی، نزد تو چون خبر کند با خبران زلف تو، جان بدهند و بی امان قلب کشیده ...

چه رستخیز عظیمی ست این مُحرّم تو چه محشری ست که این اربعین ماتم تو شدیم از سر لطفت دوباره یک ملّت نشسته ایم در این سایه سار پرچم تو به جاده آمده ایم عاشقانه تا برسیم به طوف کعبه شش گوشه و مُعظّم تو و در رکاب تو آماده ایم جان بدهیم پیاده ایم و همه لشکر مُصمّم تو ...

۱: وقتی که در دنیای ما پا می گذاری هرجا نشان از خویش بر جا می گذاری لبخندهای مادرم را اول صبح با لقمه ای در جیب بابا می گذاری حتی همین نان حلال همسرم را هر شب خودت در سفره ما می گذاری پر می شود این خانه از بوی محبت وقتی در هر عطر را وا می گذاری ...

در پس معرکه خورشید از نردبان آسمان بالا می رود خون از حلق تاریخ فواره میزند و ترسِ زمین در چشمش خیمه ... و در سینه اش تاول جوانه خواهد شد ... به دست های پینه بسته اش می نگرم از خشم معرکه ترک ها زاییده می شوند ... در طواف خیمه ها انتظار از مژههایش می چکد ... فرشته ها شیون می کنند ...

سوغات اربعین کوله بارم را بسته ام .دوباره پای دلم عازم سفر است. صدایی از عرش مرا میخواند.« هل من ناصر ینصرنی» صدایی که دیوارهای صوتی تاریخ را میلرزاند و گرد و غبار فراموشی را از روی پلکهای آشفته زمان میتکاند. این بار این منم که کمک میخواهم؛ یاری دهندهای که مرا یاری رساند. این فریاد بی صدای صدها ...

روح الله راوی عمود اول داخل کوله پشتی اش مقداری توکل گذاشت و تعدادی التماس دعا که دوستاش گفته بودند قرار داد ،مفاتیح شیخ عباس رو هم برداشت ، بقیه کوله پشتیش رو با ارادت به ابی عبدالله پر کرد، پرچم یا اباالفضل (ع ) رو هم بست به کوله پشتی ، بندهای کفش اراده خودش رو محکم بست، لبیک ...

چشمهایت را ببند و عشق را آغاز کن، با دلت پرواز کن کوله را بردار آهنگ نجف را ساز کن، با دلت پرواز کن اربعین دارد می آید، مرز، ویزا، شور و شین، با نوای یا حسین با دلت مرغ خیالت را دمی دمساز کن، با دلت پرواز کن فکر کن صبحی سلامی رو به ایوان طلا، بعد رو به ...

در سایههای کربلا، صدایی طنینانداز است زینب، دلسوخته و استوار، با چشمان تَر، شاهد فاجعه و ظلم، اما با ارادهای آهنین. دلم گرفته است از درد جدایی از برادری که در میدان ایستاد، از وجدانمان که تاریک شده، در غم مظلومیت عاشورا. پرچم خونین عشق را بلند نگهداشت، زینب، زینت صبر و فداکاری، دست در دست حقیقت، روزی بخواند از ...

عنوان: دلی که هوایی شده بود! گویی دلم هوایی شده بود دلم خادمی