ناهید کاظمی – پرچم گِلی
یه روز توی مسیر، باد شدیدی وزید و پرچم کوچیکی که دستم بود افتاد توی گل. دلم شکست، چون از اول سفر باهام بود. یه دختر بچه عراقی با روسری رنگیاش دوید، پرچم رو از گل بیرون آورد و با گوشه لباسش تمیز کرد و گفت: «الحسین لا یُترک». لبخند زد و پرچم رو بهم داد. اشک توی چشمهام حلقه زد. اون صحنه برای من یه درس شد: عشق واقعی به امام یعنی حتی وقتی زمین میخوری، باید دوباره بلند شی و پرچم رو نگه داری.