علیاکبر قربانی – موکبِ دوستی
توی مسیر نجف به کربلا، کنار یه پسر عراقی نشستم که با لهجه شکسته فارسی حرف میزد. گفت پدرش در جنگ ایران شهید شده، ولی هر سال با عشق برای زائرهای ایرانی موکب برپا میکنه. گفت: «پدرم راضی میشه وقتی شما سیر میشید.» اون جمله، تمام مرزها رو از ذهنم پاک کرد. توی اون سفر، فهمیدم اربعین یعنی دوستی بدون مرز، یعنی گذشتههای تلخ رو با اشک محبت شستن.