دلنوشته آیی با امام حسین:
اشک حسرت از دیدگانم جاری است
و دل غمگینم فریاد مظلومیت را سر میدهد ،
آقاجان . تو درمان تمام دردهایی هستی
که ، تمام وجودم را فرا گرفته.
و هرکه ب شما پناه آورد امان یافت.
یا ابا عبدالله…
من از کودکی عاشقت بودم…
تو پناه تمام بی پناهانی.
چه نزدیک باشی . و چه دور…
وقتی کربلا را دیدم فهمیدم با یک نگاه تمام حسرتی ک در دلم بود . به یک باره فروریخت …
قلبم آرام گرفت …
و اشک در چشمانم جاری شد، قلبم سبک شد. انگار ب تمام آرزوهایم رسیده بودم …
خدایا شکر . با تمام وجود دوستت دارم یا ابا عبدالله….
نام و نام خانوادگی: ستایش کریمیان
گلستان