روز و
ساعت مانده تا اربعین حسینی
انّا علی العهد

منصور کلامی فرد – 2025-08-19 08:18:40

سؤال:
اربعین است ای پدر برخیز طفلان آمدند
با دل مُصطَر ببین از شام ویران آمدند
ساربان در راه می زد خردسالان را به کین
بر سر قبرت عزاداران پریشان آمدند
جواب:
ای عزیز قلب من بر کربلا خوش آمدید
با ادب زوار بر دشت بلا خوش آمدید
روی زیبایت ز جور خَصم گشته نیلگون
ای شبیه مادرم بر نینوا خوش آمدید

سؤال:
ما پناه اینجا به قبر اطهرت آورده ایم
کاسه های آب را بر اصغرت آورده ایم
گو پدر بر اکبرت برخیزد و بیند چه سان
مَشک را با اَشک پر کرده بَرَت آورده ایم
جواب:
دخترم آن آب را خود نوش کن چون پر بهاست
اصغرم سیراب از آب طَهور کِبریاست
مشک عباسم اگر از اشک طفلان پر شده
چون گلابی، بر مزارم ریز چون روز عزاست

سؤال:
گر رقیه در خرابه ماند عمه پیر شد
خواهرم با دیدن راست زدنیا سیر شد
آب آوردند بر طفلان آل مصطفی
لیک بر پای رُباب بی نوا زنجیر شد
جواب:
دخترم ای نور چشمان پدر شیون مکن
گَشته از بهر رقیه دیده تر شیون مکن
آن شبی که آب آوردند بر طفلان زار
بود خالی جای اصغر خوش سِیَر شیون مکن

سؤال:
بر وجودت تیر عدوان خورد یا شمشیر تیز
ای پدر گر زخم هایت دَرد دارد بر نخیز
من حجابم را سلاحم می کنم چون عمه ام
گر شود در راه دین جسمم چو قاسم ریزِ ریز
جواب:
زخم های بیشماری گر به تن جا مانده است
بابِ تو با این شَمایل بر حضورش خوانده است
آن حجابی که به سر داری نشان عفت است
حفظ کن ای دخترم آری زِ زهرا مانده است
شعر از منصور کلامی فرد

دسته بندی


ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.