تماس با ما
در صورت بروز هرگونه سوال یا مشکل میتوانید با ما در ارتباط باشید
قرار بود همسرم به پیادهروی اربعین برود و حدود دو روز مانده به حرکت به شکل معجزه آسایی امکان رفتن پسر ۷ ساله مان که خیلی اصرار به رفتن با پدر داشت محیا شد.
خبر رفتنش را به او دادم و التماس دعا گفتم.
فردای آن روز آرامش عجیبی داشتم…
به گفتهی همسرم: “محمد علی در طول مسیر همواره بازیگوشی میکرد و خوش میگذراند تا اینکه به کربلا رسیدیم. نیمه شب بیدار شد قصهی امام حسین علیه السلام و برادرش ابالفضل را برایش گفتم چشمانش برقی زد و نگاهش به گوشهای خیره شد.
گفتم بلند شو الان حرم خلوت است و میتوانیم به زیارت برویم زیر گنبد امام حسین علیه السلام هر دعایی مستجاب میشود. با خوشحالی به سرعت آمادهی رفتن شد در حرم طوری دعا میکرد که وسوسه شدم یواشکی از قنوت دستان کوچکش فیلم بگیرم. دلم نیامد خلوتش با امام را برهم بزنم به همین خاطر نپرسیدم که چه میگوید.”
چند روز بعد به مشهد آمدند یکی دو روزی بیمار بودند و من هم سرگرم پرستاری از آن ها بودم تا اینکه دیدم خودم هم حالت تهوع دارم گفتم حتما واگیر شده دکتر رفتم احتمالات را بررسی کرد و آزمایش خون نوشت.
با کمال ناباوری فهمیدم باردار هستم با ذوق و شوق فراوان به خانه برگشتم، در راه یاد خواهش های همیشگی پسرم میافتادم و شکایت از این که چرا برادری ندارد، هر وقت از پسر خالهاش میخواست که همدیگر را داداش صدا کنند، دلم آتش میگرفت ولی دو سال بود که شرمنده اش بودم و…
به خانه که رسیدم خبر خوش را دادم و پسرم با خوشحالی وصف ناپذیری گفت: ممنونم امام حسین
مامان! من زیر گنبد امام حسین گفتم:” یا امام حسین شما داداش دارید و نامش هم ابالفضل هست ولی من ندارم…”
اشک در چشمانمان حلقه زد. من مطمئن شدم خدا گوهری به نام ابالفضل به من هدیه کرده.
۹ ماه بارداری با تمام فراز و نشیب هایش به سرعت گذشت و در دههی کرامت، پسری به زیبایی ماه متولد شد.
آری خدا، با عنایت امام حسین علیه السلام به ما هم ابالفضل خودمان را کرامت کرده بود.
پسری که شبها برایش لالایی میخوانم و ماجرای عنایت امام و سوغات اربعین برادرش را میگویم.
لالایی کن تو مثل ماه میمونی
با اون چشمهای ناز و آسمونی
لالایی تو گل باغ امیدی
برادر را مگر تنها ندیدی
که میگفت ای امام جان و آقا
تو داری در کنارت ماه زیبا
برادر داری و نامش اباالفضل
شهید خوب دین و راه مولا
ولی من یار و یاور هم ندارم
کنارم یک برادر هم ندارم
زیارت کرد و برگشت با پدر زود
سوغات اربعینش هم چه خوش بود
که حس کردم درونم گوهری هست
برایم حس و حال مادری هست
لالا لالا پدر را شاد کردم
دلش با این خبر آباد کردم
خدا داده به ما هم یک ابالفضل
الهی باشد او خوش نام و با فضل
لالا لالا تو هم مانند داداش
همیشه پیرو خط ولی باش
✍ مقری
پویش سوغات اربعین با هدف به تصویر کشیدن راهپیمایی اربعین و نمایش اجتماع عظیم مسلمانان و خلق این رویداد جهانی در قالب های فیلم، عکاسی، کلیپ. شعر، دلنوشته و خاطره، خوشنویسی و نقاشی برگزار میگردد.
021-67641716
Culture@jdsharif.ac.ir
تهران، بلوار اکبری، کوچه شهید قاسمی، سازمان جهاددانشگاهی صنعتی شریف