تماس با ما
در صورت بروز هرگونه سوال یا مشکل میتوانید با ما در ارتباط باشید
دلش می خواست صبحِ عید قربان، در مِنا باشد
دلش می خواست شامِ اربعین هم کربلا باشد
قدم برداشت حاجی در خیالش دور اول را
به این نیت که او امسال را در هر دو جا باشد
لبان خشک اسماعیل یادش بود، با خود گفت:
برای کربلا، این صحنه باید آشنا باشد!
و پرسید از خودش در وقت قربانی که را دیده
نگاهش بر گلو و تیر، تسلیم خدا باشد؟
بگوید با گلوی خشک: هَل مِن ناصرٍ اما
فقط لبیک گوی پرسشش باد صبا باشد
بخواهد بارها از خواهرش که بعد از او دستی
اگر بالاتر از سر بُرد، آن دست دعا باشد!
ببخشد در میان قتلگاه انگشتر خود را …
که شاید ساربان آن جا، همان مرد گدا باشد
بخواند آیه هایی از مسلمانی زمانی که
خودش یک صفحه از قرآنِ روی نیزه ها باشد
میان دور آخر بود حاجی دید که امسال
نصیبش می شود که اربعین را کربلا باشد
از خود گریخت، بعد در این جاده پا گذاشت
چیزی به غیر من شد و من را رها گذاشت
وقتی که راه پیش خودش را حسین دید
بر شانه کوله ی سفر کربلا گذاشت
در سر نداشت غیر رسیدن به کوی دوست …
حُبُ الحُسین یَجمَعُنا را، بنا گذاشت
هر استکان چای که نوشید در مسیر
بر کهنه زخم های دلِ او دوا گذاشت
هر تاولی شکفت به انگشت های پاش
بوی بهار داشت، قدم در کجا گذاشت؟
مرد عرب به فارسیِ سخت لب گشود:
که زائر حسین، قدم، چشم ما گذاشت
برگشت و بندِ کفش خودش را دم حرم
مثل دلش گره زد و یک گوشه جا گذاشت
فرزانه شفیعی
پویش سوغات اربعین با هدف به تصویر کشیدن راهپیمایی اربعین و نمایش اجتماع عظیم مسلمانان و خلق این رویداد جهانی در قالب های فیلم، عکاسی، کلیپ. شعر، دلنوشته و خاطره، خوشنویسی و نقاشی برگزار میگردد.
021-67641716
Culture@jdsharif.ac.ir
تهران، بلوار اکبری، کوچه شهید قاسمی، سازمان جهاددانشگاهی صنعتی شریف