روز و
ساعت مانده تا اربعین حسینی
انّا علی العهد

فاطمه پناهی – 2025-08-11 19:05:52

دل‌نوشته‌ای از زبان دلی که در اربعین، بی‌تاب شد

اربعین که می‌رسد، انگار زمین نفس تازه‌ای می‌کشد، و آسمان، بغضش را با پرچم‌های “یا حسین” رها می‌کند.

من نه زائر بودم، نه همراه کاروان، نه کفش‌هایم خاک مسیر نجف تا کربلا را لمس کرده‌اند، اما دلم… دلم هر سال، بی‌اجازه، بی‌پاسپورت، بی‌صدا، می‌دود میان جمعیت، می‌چسبد به ضریح، و فقط زمزمه می‌کند: «آقا جان، من آمدم… دیر، اما با تمام دلتنگی‌ام.»
اربعین، فقط یک پیاده‌روی نیست، اربعین، راهی‌ست که دل‌ها را از خودشان عبور می‌دهد، تا برسند به نقطه‌ای که عشق، بی‌قید و شرط است.
در این مسیر، کودکی با نان خشک، پیرزنی با چای داغ، جوانی با لبخند، همه‌شان یک چیز را می‌گویند: «خوش آمدی، زائر حسین…»
و من، هر بار که این صحنه‌ها را می‌بینم، احساس می‌کنم دنیا هنوز خوب است، تا وقتی که نام حسین، در دل‌ها زنده است.
اربعین یعنی: دل‌هایی که از همه جا بریده‌اند، و به یک جا رسیده‌اند… به کربلا، به عشق، به حقیقتی که هیچ‌گاه نمی‌میرد.
و من، اگر روزی توان رفتن نداشته باشم، فقط از خدا می‌خواهم، دلم را بفرستد… همان‌جا، کنار ضریح، تا بگویم: «حسین جان، من همیشه با تو بودم، فقط پاهایم جا ماندند.»
فاطمه پناهی از شهرستان نطنز

دسته بندی


ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.