روز و
ساعت مانده تا اختتامیه پویش
انّا علی العهد

فاطمه میرزائی – 2025-08-17 07:14:05

به نام خداوند جان و خرد
که از این برتر اندیشه نگذرد

عنوان:روایتگری جاماندگان عشق،زائرین بی نشان

من جامانده‌ام، اما دلم رفته بود…
باز هم اربعین رسید
و من، پشت پنجره‌ی دلتنگی نشسته‌ام
با چادری که خاکی نشده، با کفش‌هایی که پینه نبسته‌اند
و دلی که هزار بار
تا بین‌الحرمین دویده است…

گفته بودم امسال می‌آیم
برای تمام سال‌هایی که نرسیدم،
برای دلی که جا ماند، برای اشکی که نچکید، برای نَفَسی که در بغض شد…
اما باز هم قسمت نبود.

نه قدم زدم، نه خادم شدم،
نه نذری پخش کردم، نه زیارت‌نامه‌ای خواندم برای زائری که از خستگی ایستاده بود.
من فقط ماندم.
اما دلم… رفت.
می‌گویند: «اربعین، هر که را بخواهند، می‌برند»
شاید هنوز نخواسته‌ای مرا، آقا…
شاید دلم هنوز به اندازه‌ی غربت کربلا نرسیده.
من همانم که هر شب، رو به عکس بین‌الحرمین می‌ایستد،
و با صدای آهسته‌ای که تنها دلش می‌شنود، می‌گوید:
«السلام علیک یا اباعبدالله…»
من جامانده‌ام…

دسته بندی