تماس با ما
در صورت بروز هرگونه سوال یا مشکل میتوانید با ما در ارتباط باشید
راه میافتم در جاده ای که به بهشت می رسد. باد، نگاهم را به سوی گنبد طلایی میبرد؛ همانجا که گویی دستان مادری مهربان به انتظار ایستاده است. هر قدم که برمیدارم، دردها به دعا تبدیل میشوند. انگار صحرا زمزمه میکند: “بیشتر نزدیک شو، هنوز راه مانده…”
شب از راه میرسد و بر شانه های زائران مینشیند. ماه، از آن بالا فریاد میزند: “در این موکبِ بیکران، ستارهها میزبان شمایند!” و من، سرشار از حیرت، به تماشای آسمانی میشینم که هر ستاره اش قصه ای از عاشورا را روایت میکند.
اشکهایم جاری میشود. فرات از چشمانم سرازیر میشود و صحرا را سیراب میکند. کربلا خیس از این اشکهای نورانی میشود. ناگهان…
خورشید طلوع میکند. سایه گنبد و گلدسته ها قد میکشد تا به سمت دیگر بهشت برسد. گویی این سایه ها، پل هایی هستند بین زمین و آسمان؛ بین ما و او.
وقتی بازمیگردم، نور را بر دوش میکشم، اما میبینم پاهایم جا مانده اند. هر بار که از این سفر برمیگردم، قطعه ای از وجودم در خاک بهشت باقی می ماند. شاید حق با آن پیرمرد موکب دار بود که گفت: “کربلا تو را کامل می برد و ناقص باز می گرداند، تا دوباره اشتیاقت را برانگیزد.”
هنوز هم، هر شب که به خواب میروم، رودخانه هایی که زیر تختم جاریی اند، نام فرات را زمزمه می کنند. ستاره هایی که بر پتویم میرویند، از من نام دیگر ماه را میپرسند. و من… من هر روز مسافر اربعینم. هر شب، کاروانی از اشک در چشمانم به راه میافتد و یادم میآورد که:
“کربلا پایان نیست، آغاز است. آغاز راهی که هر سال در دلت تکرار میشود، تا تو را هر بار از نو بسازد…”
فاطمه بیرانوند
پویش سوغات اربعین با هدف به تصویر کشیدن راهپیمایی اربعین و نمایش اجتماع عظیم مسلمانان و خلق این رویداد جهانی در قالب های فیلم، عکاسی، کلیپ. شعر، دلنوشته و خاطره، خوشنویسی و نقاشی برگزار میگردد.
021-67641716
Culture@jdsharif.ac.ir
تهران، بلوار اکبری، کوچه شهید قاسمی، سازمان جهاددانشگاهی صنعتی شریف