روز و
ساعت مانده تا اختتامیه پویش
انّا علی العهد

عمار افخمی قادی – 2025-09-16 06:15:16

شوق اربعین ۱۴۴۷ هجری قمری و خبر ناگوار قبل از آغاز راه

عاشورا و تاسوعای ۱۴۴۷ هجری قمری، در گرمای طاقت‌فرسای تابستان و در ایام سوگواری محرم، دل‌ها بی‌قرار اربعین شدند. برنامه‌ریزی برای حضور در بزرگترین و عظیم‌ترین اجتماع دلدادگان مکتب حسینی و علوی، در هیئت کاروان اربعین دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، با مدیریت و پیگیری مجدانه دکتر سید رمضان موسوی، معاون محترم دانشجویی دانشگاه، آغاز شد.
بنده نیز که از اسفند ۱۴۰۳، پس از دوازده سال فعالیت پژوهشی به‌عنوان کارشناس و محقق در زمینه ژنتیک برنج در پژوهشکده ژنتیک و زیست‌فناوری کشاورزی طبرستان (وابسته به دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری)، به افتخار عضویت هیئت علمی مرکز تحقیقات و آموزش کشاورزی و منابع طبیعی اردبیل در پارس‌آباد مغان نائل آمده بودم، پیگیر کاروان اربعین دانشگاه بودم. با شناختی که از همت و تلاش دکتر موسوی داشتم، مطمئن بودم امسال نیز کاروان عازم عراق خواهد شد.
با نزدیک شدن به ایام اربعین، ثبت‌نام‌ها از زوار و دانشگاهیان آغاز شد و تا پنجم مردادماه مهلت داشت. بنده به اتفاق پدرخانم عزیزم که سال‌ها توفیق زیارت اربعین را داشتند، ثبت‌نام کردیم. متأسفانه، ابوی بزرگوارم که سال‌های قبل همسفر ما در این مسیر بودند، علی‌رغم میل باطنی و اشتیاق فراوان، به دلیل شرایط خاص امسال، امکان ثبت‌نام و حضور برایشان میسر نشد.

خبر ناگوار و وداع با یار اربعین
درست در آستانه اعزام کاروان، خبری ناگوار مایه تأثر و تأسف فراوان همگان شد؛ دکتر سید رمضان موسوی، مسئول دلسوز کاروان اربعین، بر اثر سکته قلبی، دار فانی را وداع گفتند. این خبر بسیار ناگهانی و شوکه‌کننده بود و همه را غافلگیر کرد. دکتر موسوی که همواره شوقی وصف‌ناپذیر برای اربعین داشتند، در آخرین ساعات عمر شریفشان، پیامی پر از دلتنگی و ارادت به یکی از زائرین اربعین فرستاده بودند که عمق عشق ایشان را به این سفر مقدس نشان می‌داد:
“سلام عموی شجاع و عزیزم. متشکر که پیش اجداد طاهرینمان به یاد ما بودید. سلام ما را به سر بریده و فرق شکافته و دستان بریده و خاک تفتیده اجداد شهید، شاهد و زنده‌مان برسانید. عموجان دلم برای اربعین و دیدن لشکریان عاشق و دیوانه و مجنون از ملائک و فرشتگان و موکب‌داران و زائرانشان یک ذره و پاره پاره شده است. دلم از دوری و تنگی‌شان خراب خراب و کباب کباب و دیوانه و مجنون است. خوشا به سعادتتان، به یاد ما بی‌لیاقت‌های دیدار باشید. ممنونتان هستم، عموی نازنین و گلم دکتر آقا سید علی جان.”
دکتر موسوی پرکشیدند، اما یاد و راهشان باقی است. بنده به نیابت از ایشان، حتماً این مسیر مقدس را زیارت خواهم نمود.

دسته بندی