روز و
ساعت مانده تا اختتامیه پویش
انّا علی العهد

سعیده خورشیدوند – 2025-09-20 06:39:28

سُرنا؛ ساز کوکِ سور و سوگ
یادداشت: سعیده خورشیدوند
هنر شاید بهترین بستر نه ابزار، در انعکاس غوغای درون باشد. از نقش‌ و بوم تا رقص قلم و نی بر تن کاغذ، از بازی دستان با سیم‌های تار، سنتور و ویولن تا توالی نت‌ها در قلب پیانو، از شِکوه‌های نی تا بی‌نهایت سرنا و دهل، همه و همه آوای درون هنرمندیست که فصل به فصل زندگی را بازمی‌آفریند.
قصه سرنا اما متفاوت است. سرنا، ساز سور و سوگ است. سازی که رازها در دل دارد. سرنا از سویدای دل هنرمند برمی‌خیزد تا بر روح مخاطب، شادی و غم بنشاند. سازی همراه در تلخ و شیرین روزگار، در تقویم سراسر مناسبت جهان. سازی که مرزهای جغرافیایی، قومی و ملیتی را درنوردیده و زبان مشترک بسیاری از تمدن‌هاست.
از شادی و عروسی که بگذریم، «چَمَر»، اوج هنرنمایی سرنا و سرنانواز است در آیین‌های سنتی دیار زاگرس. چمر، هم‌صدایی دهل و سرنا در سوگ اسطوره‌هاست؛ آنجاکه غم بر سینه، سیطره یافته، و چشم را در برابر اشک، یارای مقاومت نیست. آنجا که سوز دل از دهانه سرنا برمی‌خیزد، چوب را بر سینه دهل می‌کوبد و رقص مرگ بپا می‌کند.
شکوه چمر، در دل محرم و عاشورا و ماتم بزرگان و اسطوره‌ها جاریست. مقامی موسیقیایی که موتیف‌ها، جمله‌ها، فیگورها و حالات و نغماتش، ویژه عزاداری سالار شهیدان است.
این موسیقی، حزن را به روح شنونده، می‌نشاند، آنچنان که پرده پرده و صحنه صحنه عاشورا در ذهن مخاطب اکران می‌شود.
موتیف‌های چمر، در گذر زمان به چنان پختگی و تکاملی دست یافته که نیاز به کوچک‌ترین تغییر برای بهتر شدن آنها احساس نمی‌شود. ملودی‌ها قوی و به‌غایت محزون‌اند.
صحنه‌گردانیِ تماشایی و بی‌نظیر سرنا و دهل، در صبح عاشورا، پای کتل‌های نیم‌سوخته و در میان حلقه عزادارانی که پای در رکاب دل، در پوششی از جنس گل، بر سر و سینه می‌کوبند، رقم می‌خورد و در پیوند رستاخیز و حُزن، محزون‌ترین نغمات جهان را خلق می‌کند.
سرنانواز و همراهانش، پیشاپیش دسته‌ها، کوچه و خیابان شهر را طی می‌کنند تا در جوار فلک‌الافلاک، نه فقط سوز دل که خاک تن را به آسمان برسانند. سرنا، ساز اعلام صبح عاشوراست.
و اما این سال‌ها، پای سرنا و چمری ماهرانه‌اش به موکب‌های اربعین باز شده است. آنجاکه سرنانواز خود را به توقف‌گاه‌های زائران پیاده می‌رساند تا سوز سازش را با آنان همراه کند. قدم به قدم این مسیر، عاشقی و دلدادگی است. انگار ریتم موسیقی با قدم‌های زائران در هم آمیخته و زمین را به تعظیم واداشته است.
سرنا، اینجا دیگر فقط یک ساز نیست. فقط اعلان و هشدار و خبررسان نیست. سرنا در این سمفونی عشق و عمل، یک نماد است. نمادی از سوز دل‌ عاشقان و زائران و حسرت جاماندگان.
سرنانواز لحظه به لحظه، زائران را با دل همراهی می‌کند و در مقام چمری، موکب‌داری آیینی را به رخ می‌کشد.
او نفسش را در نفس‌های ممتد قربانی می‌کند تا حجاب از باطن بی‌آلایش بردارد و از دهانه ساز مقدسش «حسین» را بی‌پرده همراهی کند. او، زبان موسیقی را برای بیعت برگزیده و لبیکش را در ساز بر دل جاری می‌کند.

 

دسته بندی