روز و
ساعت مانده تا اربعین حسینی
انّا علی العهد

رضا گنجه کویری – 2025-08-21 05:02:11

دلنوشته «سوغات اربعین»

می‌گفتند اربعین خستگی دارد؛ درست هم می‌گفتند. پاهایم تاول زد، بدنم خسته شد، اما دلم سبک شد… آن‌قدر سبک که انگار می‌توانستم پرواز کنم.

سوغات اربعین برای من نه تسبیح بود، نه خرما، نه پرچم. تنها چیزی که با خود آوردم، «نگاه تازه‌ای به آدم‌ها» بود. فهمیدم آدم می‌تواند در اوج نداری، بخشنده‌ترین باشد. مردی که نان خشک داشت، نصفش را به من داد؛ زنی که فرزند کوچکش را در بغل داشت، سهم آب خودش را به من تعارف کرد.

از آن سفر برگشتم با یک سؤال: اگر آن‌ها در جاده‌ی کربلا می‌توانند این‌طور عاشقانه ببخشند، چرا من در شهرم نتوانم؟

سوغاتم این است: یاد گرفتم حسین(ع) یعنی همین بخشیدن، همین دست گرفتن، همین لبخند زدن وسط خستگی. حالا هر وقت دلم می‌گیرد، فقط به خودم می‌گویم: «اربعین را ادامه بده… همین‌جا، همین لحظه.»

رضا گنجه کویری

دسته بندی


ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.