تماس با ما
در صورت بروز هرگونه سوال یا مشکل میتوانید با ما در ارتباط باشید
زخاک جاده بوی کربلا میآید از دورم
دل از گلدسته های صحن، دارد میبرد شورم
به هر سو پرچم سرخی که در باد است می رقصد
و می ریزد نسیم عشق بر جانم پر از نورم
صدای “یا حسین” از پشت صحرا میرسد آرام
که می گیرد زخود، این خستگیها را ز رنجورم
کف پایم شکسته، اشک در چشمم خجل مانده
ولی شکر است با عشقت، سبک گشته همه بارم
دلم چون کودکی در خاک، بازی میکند با تو
که گم شد در نگاهت، مثل بارانی که در نورم
به دوش پیرمردی مشک آب است و لب خندان
و این لبخندها چون چشمه می جوشد به دل، دورم
یکی نان و خرما داده، دستی مثل دست مادرم
که با عطر رفاقت، بسته بر زخم سفر مرهم
به آخر جاده نزدیکم، دلم لرزد که می بینم
حرم در پیش چشمم چون بهشت است و من مسرورم
به صحن تو اگر افتد سرم بر خاک، می گویم
خدا را شکر، با عشقت تمامم شد و مغرورم
هوای صبح صحرا و صدای یا حسین آمد
که با هر موج، دریا در دل صحرا غزل خواند
به دوش خستهام بستم همه دنیای بی معنا
که این دنیا به پای کربلا چیزی نخواهد ماند
به هر کودک که دیدم در غبار جاده می خندید
دلم با خندهاش پر شد ز امیدی که جا ماند
چراغ موکبی روشن، میان ظلمت شبها
که راه گمشده را تا حرم، با نور خود خواند
به لب خشکم آب دادند و دل سوخت از احسان
که یادم داد دست خالی ام هم پیش او ماند
صدای روضه پیچید و زمین در گریه لرزید
که این اشک از ازل در سینه ها پنهان نمی ماند
به پای پرچمت سوگند، اگر صد بار هم مردم
دوباره زنده میشوم، که این پیمان نمیماند
درون صحن تو افتاد جانم با همه عشقش
که اینجا خانهی دل بود و دل با جان تو ماند
کنار ضریح، آرام شدم چون طفل خوابیده
که مادر بار دیگر کودکش را در بغل خواند
قدم برداشتم با شوق، تا جایی که جان باشد
که این جاده فقط با نام تو هم خانهگان باشد
غبار جاده را نوشیدم و گفتم به دل، کافیست
که این گرد سفر چون بوسه بر چشم و دهان باشد
به لبهای عطش زده شکر دادند با لبخند
که این مهر و کرم، آیینه ی دستکمان باشد
کف پایم شکسته، اشک در چشمم شکوفا شد
که هر درد و بلا در راه تو، شهد جهان باشد
به هر سمت که چشم انداختم، پرچم به رقص آمد
که این سرخی پرچم، پرچم خون امان باشد
پیرمردی چای می ریزد به دست خستهی زائر
که این عطر گوارا، بوی باغ ارغوان باشد
صدای یا حسین پیچید در جانم، به خون جوشید
که این نغمه، حیات من در این امتحان باشد
به آخر جاده نزدیکم، دلم پر از تب و تابیست
که این دیدار، پاداش دل بیخانمان باشد
سرم را گر بیندازم به خاک صحن، میگویم
خوشا آن سر که بر خاک تو تا جاودان باشد
سروده: رضا صادق
استان گیلان – رشت
عنوان مجموعه : «سه گانه لبیک تا حرم» – جهت شرکت در سومین پویش ملی شعر سوغات اربعین
پویش سوغات اربعین با هدف به تصویر کشیدن راهپیمایی اربعین و نمایش اجتماع عظیم مسلمانان و خلق این رویداد جهانی در قالب های فیلم، عکاسی، کلیپ. شعر، دلنوشته و خاطره، خوشنویسی و نقاشی برگزار میگردد.
021-67641716
Culture@jdsharif.ac.ir
تهران، بلوار اکبری، کوچه شهید قاسمی، سازمان جهاددانشگاهی صنعتی شریف