روز و
ساعت مانده تا اختتامیه پویش
انّا علی العهد

اقدس فیضی – 2025-10-05 08:02:51

نقطه واحدی به نام حسین

اربعین امام حسین(ع) فرصتی است برای عاشقان میلیونی آن حضرت ، که از همه نقاط دنیا در کربلای معلی گردهم آیند و به مولایشان می گویند:
“لبیک یا حسین”
چقدریزیدیان ابلهانه فکر میکردند که با شهادت ابا عبدالله ، کارپسر فاطمه تمام شد ه است ، شادمانی کردند که حسین از صفحه روزگار محو خواهد شد ؛ اما حرف زینب سلام الله را به یاد می اورم که در کاخ یزید گفت : “ای یزیدهر چه نیرنگ داری به کار بند و نهایت تلاشت را بکن و هر کوششی که داری به کار گیر؛ امّا به خداسوگند یاد ما را محو نخواهی کرد و وحی ما را خاموش نتوانی نمود و به موقعیت و جایگاه ما آسیب نخواهی رساند. هرگز لکّه ننگ این کار، از تو پاک نخواهد شد. رای و نظرت سست و زمان دولت تو اندک است و جمعیت تو به پراکندگی خواهد انجامید در آن روز که منادی ندا دهد: “لعنت خدابر ظالمان باد””
گذر از واقعیت عاشورا برای رسیدن به حقیقت عاشورا است. امام حسین محو که نه ، آنچنان نمایان شده که اربعینش به گردهمایی برای عاشقانش مبدل گردیده است
ای تـــمــام آرزوی انـــبـــیـــا و اولــیـــاء رفتی و عالم هماره داغــدارت مانده است
حسین بنده خالص خدا دارای عظمتی وصف نشدنی است و با گذشت 1400 سال و اندی هنوز یادش در دلهاست و هر روز، برجمعیت زوارش اضافه می شود آنچه در عاشورا بر حسین (ع) و یارانش گذشت، روایتی است که تاریخ هیچ‌گاه آن را فراموش نخواهد کرد. حسین (ع) در این روز همراه بایارانش تمام زندگی خود را فدای خدا و دینش کردند و اسلام را با خون خود زنده نگه داشتند.
امام حسین معشوقه به تمام معنا ست
امام حسین همه را به کربلا می طلبد و فقط خودت باید اراده کنی و بروی .
امسال هم نتوانستم طاقت بیاورم ، باید بروم عشق به حسین اجازه ایستادن را نمیدهد ، با شوق دیدار یار، بار سفر می بندم وبا بچه هایم خداحافظی می کنم .گریه بچه ها کمی دلگیرم میکند ؛ ولی در آن لحظه ناراحتی کودکانت را به عشق امام فراموش خواهی کرد و انگار نه انگار دلبستگی به کسی داری .دلبستگیت حسین است و کربلا و دیگر هیچ .
با ماشین شخصی تا مرز مهران رفتیم و بعد در دشت عباس توقف و زیارت کردیم .تا مرز مهران موکب زیادی به چشم نمی بینی ولی از مرز که رد می کنی خیابانها مملو از موکب عاشقان حسین می شوند وحال هوای اصلی از بعد مرز شروع می شود؛ حالت متحول و در انتظار معشوق لحظه شماری میکنی .
وقتی یک باربه زیارتش در کربلا بروی سال بعد نمی توانی که در خانه بمانی چرا که در این مدت زیبایی و جمال حسین است که مدهوشت میکند .
این همه زوار از جاهای مختلف با وجود خستگی چندین روزه راه ، این همه سختی و گرما را به جان میخرند ؛ تا خود را به کربلا و یک نقطه واحد به نام حسین برسانند و حسین گرداورنده مسلمین جهان به دور خویش است .
همه میخواهد برای زئران حسین سنگ تمام بگذارند ؛ در یک کوچه ای که عرض کمی داشت جوانهایی بودند که زوار را باد می زدنند واین منتهی توانایی بود که انجام می دادند ، دستانشان از پذیرایی خالی بود ولی با باد بزنی اخلاص خود را در هوا پخش می کردند .
یکی دیگر آب می داد و میگفت : بنوش به یاد حسین و گریه میکرد و موکبی که چند بیماران سرطانی در انجا خدمت میکردند، به کرم اقا ، امید داشتند که شفا پیدا می کنند ومیگفتند : اللهم ارزقنا شفاعه الحسین .
عده ای مأمور جمع‌آوری زباله در شهر کربلا بودند با جان و دل ظرفهای غذای و آب و اشغالها را جمع می کردند و از کار خود ابا نداشتند و خود را نوکر امام می دانستند .
عده ای دعوتمان میکردند به خیمه های بی ریایشان و تا می نشستیم تشتی آب آورده و پای مردان همراهمان را با آب می شستند ، کفشهایمان را واکس میزدند و خستگی راه را می زدودند .
پیرزن و پیرمرد ، جوان و نوجوان ، زن و مرد همه و همه میخواهند با رضایت زوار خود را بیمه امام حسین کنند . این وحدت، زمینه‌ساز همکاری و کمک بی‌دریغ میان زائران است. و همین همدلی شوق سفر را مضاعف می کند .
اینجا روضه خوان نمی خواهیم همه ی کارها خود نوعی روضه خوانی است
هر لحظه اش دلتنگی هستی و هر ثانیه اش یاد حسین است .
وارد حرم که می شویی ارامشی داری وصف نشدنی؛ شاید حدود 2 تا 3 ساعت در صف رسیدن به ضریح باشی وقتی دستت به ضریح می رسد انگار حسین را در آغوش گرفته ای ، بویش می کنی واو را می بوسی و می گویی لعنت خدا بر قاتلانت .
در حرم امام حسین به یاد زینب دل سوخته میگریم ؛ چرا که امسال با وجود جریانات سوریه ، تنها و بی کس مانده و زواری ندارد و حرمش تعطیل از عاشقان است .
چیزی که در پیاده رویی اربعین وجود دارد برادری و یکسانی است . جایی که انسان در کنار سایر عاشقان حسین(ع)، طعم واقعی همدلی، ایثار و مهمان‌نوازی را می‌چشد.. انجا چیزی را برای خودت نمی خواهی ، مهربانی موج میزند .
همه ی این زائران مهمان حسین اند و حسین هیچ کمبودی برای زائرانش نگذاشته است .چند هزار انسان همزمان با او سخن میگویند و به درد دل همه گوش میدهد و خیلی را حاجت روا میکند. نه تشنه می شوی نه گرسنه
موکب‌ها در این مسیر بهشت‌های کوچکی‌اند که خستگی راه را سبک می‌کنند. فرقی نمی کند چه زمان به کربلا برسی ، ظهر باشد یا شب ، سحر باشد یا غروب ، غذا و جای خواب و استراحت مهیاست .
ایرانی و عراقی تلاششان برای رضایت زوار حسین است و بس . خیلی ها زبان هم را متوجه نمی شدند ولی با ایما و اشاره همدیگر را راهنمایی می کردند .
اگر کمی دقیق‌تر نگاه کنیم، موکب‌ها فقط جای غذا و استراحت نیستند. بعضی از آن‌ها به طور خاص روی کمک‌های فرهنگی و مذهبی تمرکز دارند. مثلاً کلاس‌های قرآن یا مراسم‌های عزاداری شبانه. موکب‌های ایرانی در کربلا معمولاً با شور خاصی اداره می‌شوند و زائران زیادی را به خود جذب می‌کنند. در کنار آن، موکب‌های عراقی و ایرانی در مسیر نجف تا کربلا با هم نوعی هم‌افزایی ایجاد می‌کنند که باعث دلگرمی بیشتر زائران می‌شود.
حرم حضرت عباس در روز اربعین برای خانمها بسته بود ولی روزای عادی باز است با دیدن حرم و صحنه ، تصمیم گرفتم برای چند ساعتی در بین الحرمین آب نخورم ولی بعد از مدتی دیدم نمی توانم ،تشنگی امانم را برید به طرف موکبی رفتم و طلب آب کردم و بعد از سلام به امام ، به حال امام و شهدا گریستم که من برای اندک زمانی تاب تشنگی را نداشتم و آن زمان چه بر حسین و یارانش گذشته . وای بر قوم یزید لعنت خدا برآنها .
یکی از همسفرانمان که چند باری است با هواپیما به زیارت امام مشرف می شود میگفت : لذت پیاده رویی چیز دیگری است ، دفعات بعدی را هم پیاده خواهم آمد ذوقی که در پیاده رویی هست در هواپیما حس نمی کنی .حتی گرمای کربلا هم برایت زیباست چون شوق حسین در سر داری .
درنماز جماعتش لذت خاصی را تجربه می کنی ، احساس می کنی پشت سر امام ایستاده ای وجلوتر از تو عباس و علی اکبر ایستاده اند .ندیده ام کسی در کربلا مریض و یا تصادف کند شاید در بین راه حادثه ای خارج از کربلا پیش آمده باشد اما کربلا مکان امنی است که حسین به آن امنیت داده است .
زبان قاصر از گفتن این همه شوق و شور است ، دو روز در کربلا بودم . بعد از نماز ظهر، برای ظهور امام زمان و نابودی کفر دعا کردم . و دعا کردم که راهمان را گم نکنیم و
دینمان را حفظ و نفس سرکش را فروکش کنیم .
وقت رفتن بود و پای برگشت نداشتم اما چه کنم که بچه هایم منتظر و باید به زندگی عادی بر گردیم ؛ با امام رئوفم خداحافظی کردم به امید شفاعت و طلبیدن دوباره ، سفر دو روزه ام را به پایان رساندم .
خوشا به حال خیالی که در حرم مانده
و هر چه خاطره دارد از آن محل دارد

به یاد چایی شیرین کربلایی ها
لبم حلاوت “احلی من العسل” دارد

دسته بندی