زخم به دل، قامت صبور، ایستاده چون کوه در هجوم شرر
دست به آسمان بلند کردهاند، با نگاه آتشین، با دل پر از خبر
گفتند به دنیا حدیث کربلا را
با خون جگر نوشتند روضهها را
هر قطره اشکشان چراغ راه مردان
هر آهشان خروش رعد در دل میدان
زینبی ماندند، در میان شعلهها
پرچم حق را سپردند تا خدا
در خیمهٔ سوخته، کنار نالهٔ طفلان
چون سپر ایستادند، بیهراس و بیفغان
آی مادرانی که خاک را بوسیدید
فرزند خود به دشت خون بخشیدید
شما که به نیزهها امید بسته بودید
در طوفانِ نیزه، چون صخره نشستید
بوی عطش از چادر شما میآمد
نور حماسه از نگاه شما میآمد
هر آهتان، قیام فردا شد
هر اشکتان، سلاح تقوا شد
زلیخا بنی ایمان
شیراز