روز و
ساعت مانده تا اختتامیه پویش
انّا علی العهد

خاطره شیوندی – 2025-09-02 08:27:07

بسم الله الرحمن الرحیم
اصحاب اربعینی

خاطره شیوندی
صدای قدم های اربعین که در گوش جانت طنین انداز می شود، قلم بر می داری و واژه ها را به صف می کنی تا به قدر ذره ای از آن بنویسی.
بنویسی عشق یعنی اربعین و اربعین یعنی تاریخ پر صلابتی که آوازه‌اش از قداست خون حسین و اصحاب اوست. تاریخ پر صلابتی که هنوز از پسِ گذرِ سال‌ها گرد فراموشی بر آن ننشسته است و هر سطرش گواهی‌ست بر عظمتی که از آن جاریست. تاریخ را ورق می زنم و برمی گردم به سال شصت و یک هجری تا باز هم به قلم بسپارم عظمت سطر سطرش را. عظمتی که خم می کند قامت واژگان را در شرح خویش و هر دم نور می بارد از آن و هر بار درخشندگی‌اش بیشتر می کشاند شیفتگانش را به حریم کبریایی اش. آنقدر که طاغوتیان بیم دارند از اوج گرفتنش.
و به قلم بسپارم اربعین یعنی مردمانی که قبل از آمدن حسین لبیک بر زبان رانده بودند، اما جهل، پای شتافتن‌شان به سوی امام شان را سست کرد. مردمانی که حق را می دیدند، اما به بهای گندمی ناچیز و دنیایی تعفن آلود، قدم به سمت آن شتابان نکردند و جام کفر و تیرگی را سر کشیدند. و مردمانی که حکومت طاغوت به خاطر جهالتِ‌شان قد عَلَم کرد و بیرق برافراشت. و مردمانی که حسین را در غربتی غریبانه رها کردند و سر بریدند.
حسینی که دلش نیامد این مردم جاهل را در جهالت خویش رها کند و برای به مسیر حق کشاندن‌شان، قدم به قتلگاه گذاشت و «هل من ناصر ینصرنی اش» را در گوش جهان فریاد کشید. و حسینی که برای درهم شکستن ستون های کفر و طاغوت و به پا داشتن ستون های حق و عدالت از خویش گذشت و «ارباً اربا» شده در میدان حق، جوشن استقامت از تن درنیاورد و تنها ماند. و به اهتزاز درآورد پرچم «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» را تا اینگونه عیان کند رسالت‌ رنگ باخته‌ی بشریت را در پهنه ی بیکران جهان برای یاری کردن امام حق و برافراشتن حکومت الهی.
آری اربعین یعنی لبیک گفتن به رسالتِ یاری رساندنِ حق در برپایی حکومت الهی.
رسالتی که هر سال، عاشقانِ دلسوخته‌ی حسین را لبیک گویان به سمت خیمه‌ی امام حق؛ مهدی فاطمه رهسپار می کند تا در صفی از اتحاد، فریادزنان بخوانند: «وَأَسْأَلُهُ أَنْ يُبَلِّغَنِي الْمَقامَ الْمَحْمُودَ لَكُمْ عِنْدَ اللّٰهِ، وَأَنْ يَرْزُقَنِي طَلَبَ ثارِي مَعَ إِمامٍ هُدىً ظَاهِرٍ نَاطِقٍ بِالْحَقِّ مِنْكُمْ_ از او می‌خواهم که مرا برساند به مقام ستوده‌ای که برای شما نزد خداست و روزی کند خون‌خواهی‌ام را به همراه امام هدایت‌گر آشکار و گویای به حق از خاندان شما»، و برسانند به‌ گوش منتقم حسین؛ مهدی فاطمه، که دنیا برای برچیدن بساط حکومت طاغوت، با وحدتی الهی آماده است و دیگر داغ سال شصت و یک بر جان شما نخواهد نشست. چرا که «إِنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سالَمَكُمْ، وَحَرْبٌ لِمَنْ حارَبَكُمْ، وَوَلِيٌّ لِمَنْ والاكُمْ، وَعَدُوٌّ لِمَنْ عاداكُمْ_ من در صلحم با کسی که با شما صلح کرد و در جنگم با کسی که با شما جنگید و دوستم با کسی که شما را دوست داشت و دشمنم با کسی که شما را دشمن داشت.»
و چه زیباست مشق کردن این رسالت عظیمی که در هر اربعین مشتاقان بیشتری را دور می کند از حکومت طاغوت و به سمت خیمه‌ی حسین و منتقم او می کشاندشان. مشتاقانی که یکصدا از سرتاسر دنیا در مسیری واحد فریاد بر می آورند: «یا حسین! اگر ما اصحاب اربعینی در کربلای اندوه، یاریگر تو نبودیم، اما عاشقانه، حسینِ زمانِ خویش را یاریگریم و در صف او برای به پا داشتن حکومت جهانیِ حق ایستاده ایم و لبیک گویان تا پایِ جان در رکاب او خواهیم ماند، تا تکرار نشود داستان فصلِ به سر رسیدن.»
اصحاب اربعینی که فارغ از دین و آیین‌شان، دست در دست هم، فقط خیمه ی امام حق‌ را می بینند و شتاب می کنند برای رسیدن به آن‌. اصحاب اربعینی که دل می کَنند از تمام آنچه پایِ رفتن شان را به خیمه‌ی امام حق‌ می لرزاند. و اصحاب اربعینی که با اتحادشان به زانو درآورده اند طاغوت را و به شماره انداخته اند نفس هایش را.
آه که چقدر شکوه و عظمت می بارد از وحدت این اصحاب اربعینی در مسیر یاری رساندن به حسینِ زمان‌شان برای برپاکردن حکومت حق.
و چه زیباست این شکوه و عظمت را به دوش واژه ها سپردن. واژه های که برای نوشتن از اربعین و اصحاب اربعینی، رختی جز اقتدار و زیبایی بر تن نمی کنند.
و من چقدر به خود می بالم آن هنگام که به وصف می کشم این همه شکوه و عظمت اربعین را.
اربعینی که عشق می بارد از آن.
و عشق می بارد از قدوم اصحابش.
اصحابی که قابِ وحدت‌شان لبخند می نشاند بر لب های ترک خورده‌ی حسین.
و اصحابی که ایمان دارم هرگز کوفی نخواهند شد.
و اصحابی که قرار است اربعین هزار و چهارصد و سه هم قدم با آنان، رهسپار کربلا شوم.

و من الله التوفیق

دسته بندی