روز و
ساعت مانده تا اربعین حسینی
انّا علی العهد

مهناز قنبری – 2025-08-22 17:55:46

السلام علی الحسین(ع)

امسال، هوای نجف انگاری بوی غزه می‌داد. بوی مقاومت. در میان انبوه زائران، پایم بر روی زمین داغ عراق که راه می‌رفتم، تصویر کودکانی را می‌دیدم که در زیر آسمان محاصره شده غزه، به استقبال مرگ می‌دوند. ناگهان چشمم به پیرمردی افتاد که کنار خیابان ایستاده بود و روی سینی کوچکش، به جای چای یا قهوه، خاک غزه و عکس شهدای اخیرمان را گذاشته بود.

بالای سرش پرچم سیاه اربعین را زده بود و کنارش، پرچم فلسطین. مردم دور او حلقه زده بودند و سکوت کرده بودند. پیرمرد با چشمانی اشک‌بار و صدایی که از اعماق تاریخ می‌آمد، گفت: «امسال، زائر حسین فقط کسی نیست که به کربلا می‌رود؛ زائر حسین کسی است که دلش با غزه می‌تپد.»

یکی از زائران پرسید: «پدربزرگ، این خاک از کجاست؟»
پیرمرد جواب داد: «این را یکی از رزمندگان از دل خاک غزه برایم فرستاده. همان جا که سرداران ما به شهادت رسیدند. همان جا که خون حزب‌الله و سپاه و فلسطین یکی شد.»

ناگهان زنی جوان با چشمانی سرخ از میان جمعیت بیرون آمد و گفت: «پدرم در همان جنگ ۱۲ روزه به شهادت رسید. او همیشه می‌گفت: “راهی که امام حسین(ع) آفرید، فقط به کربلا ختم نمی‌شود؛ به هر جایی می‌رود که مظلومی زیر پای ظالم له شده باشد.” و امروز آنجا غزه است.»

همه ما بغض کرده بودیم. پیرمرد آرام شروع به خواندن زیارت عاشورا کرد؛ اما نه به تنهایی. تمام جمعیت، با او همصدا شدند. اما این بار نه فقط برای حسین(ع)، بلکه برای همه شهیدان راه آزادی. وقتی به قسمت «اَلسَّلامُ عَلَیْکَ یا اَباعَبْدِاللَّهِ» رسیدیم، زن جوان فریاد زد: «و السلام علی شهدای غزه! و السلام علی سرداران ایران!»

در آن لحظه، احساس کردم که زمین از نجف تا کربلا، از غزه تا تهران، یکی است. و این پیاده‌روی، تنها یک سفر معنوی نبود؛ یک پیمان مجدد بود برای ایستادگی در برابر ظلم.

همان شب، در حرم امام حسین(ع)، دیدم که گروهی از جوانان عراقی و ایرانی و لبنانی، دور هم جمع شده بودند و پرچمی بزرگ از فلسطین درست کرده بودند که روی آن نوشته بود:
«یا حسین(ع)؛ از کربلا تا غزه، تنها یک قدم است.»

و من فهمیدم که اربعین امسال، دیگر یک عزاداری ساده نبود؛ یک اعلام وفاداری به همه شهیدانی بود که راه حسین(ع) را ادامه داده‌اند.

دسته بندی


ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.