روز و
ساعت مانده تا اختتامیه پویش
انّا علی العهد

کمیل کارگر – 2025-08-20 11:50:21

نماز در موکب‌ها؛ لحظه‌ای کوتاه برای آرامش روح در میان شلوغی سفر

راه شلوغ بود؛ صداهای مختلف در هم می‌آمیخت: نوحه‌ها، سلام‌ها، زمزمه‌ی زائران و همهمه‌ی موکب‌ها. بوی چای داغ و غذای نذری در هوا پیچیده بود. خستگی در پاهایم نشسته بود، اما دل همچنان پر می‌کشید به سوی حرم. درست در همین ازدحام، ناگهان صدای اذان برخاست. همه چیز تغییر کرد.

موکب‌ها که لحظه‌ای پیش پر از هیاهو و خدمت بود، ناگهان آرام گرفتند. دیگ‌ها کنار رفت، سینی‌ها بر زمین گذاشته شد و نگاه‌ها به سوی قبله چرخید. انگار همه‌ی کائنات دست از کار کشیده باشند تا لحظه‌ای کوتاه، دل‌ها به آرامش برسند.

صف‌های نماز در همان حیاط کوچک موکب بسته شد؛ دیوارهای ساده‌اش، گویی دیوارهای مسجدالحرام بودند. کودکی کنار پدرش ایستاد، پیرمردی با عصا قامت بست، و خادمی که تا چند لحظه پیش کاسه‌ی سوپ می‌داد، حالا با دستان بسته در برابر خدا ایستاده بود.

وقتی در رکوع خم شدم، صدای همهمه‌ی بیرون محو شد. وقتی پیشانی‌ام را بر مهر گذاشتم، انگار تمام خستگی راه از تنم بیرون رفت. نماز در موکب‌ها نه طولانی بود و نه پرجزئیات؛ اما آرامشی داشت که هیچ واژه‌ای توان توصیفش را ندارد.

فهمیدم راز این سفر همین است: در میان شلوغی‌ها، در میان خستگی‌ها، لحظه‌ای پیدا شود برای آرام گرفتن کنار خدا. نماز در موکب‌ها مثل جرعه‌ای آب خنک بود در دل کویر عطش، مثل نسیمی ملایم میان گرمای جاده.

وقتی سلام نماز را دادم، لبخندی روی لبانم نشست. دوباره صدای زندگی در موکب بلند شد؛ بوی غذا، صدای صلوات، حرکت زائران. اما در دل من چیزی تازه متولد شده بود: آرامشی که تا کربلا همراهم خواهد بود.

آری… نماز در موکب‌ها فقط چند دقیقه توقف نبود؛ لحظه‌ای کوتاه بود که روح مرا به بی‌نهایت گره زد.
کمیل کارگر

دسته بندی