روز و
ساعت مانده تا اربعین حسینی
انّا علی العهد

زهرا بشری موحد – 2025-08-18 11:27:34

1
به سختی، به سرما، به گرما می‌ارزد
به آوارگی بین صحرا می‌ارزد

اگر سر به راهِ طریق الحسینی
به دل کندن از دار دنیا می‌ارزد

همین جا که امواج دلشوره دارند
همین‌ جا بزن دل به دریا می‌ارزد

بدایت حسین(ع) و نهایت حسین(ع) است
چه با جمع باشی چه تنها، می‌ارزد

به تاول بگو خوش نشستی به پایم!
که حتی به افتادن از پا می‌ارزد

چه خون‌ها که بر خاک جاری است بنگر!
که این جاده خالی مبادا! می‌ارزد!

در این راه ِالا جمیلای زینب(س)
دو چشمم فدای تماشا! می‌‌ارزد!

اگر خرج چیزی کنم عمر خود را
فقط کربلای معلی می‌ارزد!

 

 

 

2
جگر از داغ تو داغ است حسین
سینه‌ام خاک عراق است حسین
سر به صحرای غمت خواهم زد
طاقتم از همه طاق است حسین
چله‌ای رفت و خمار آمده‌ام
چاره مست، ایاغ است حسین
دوستت دارم و دیوانگی‌ام
با همین سبک و سیاق است حسین
کار پروانه پریشان شدن است
کار گل رونق باغ است حسین
جان عشاق پراکنده مباد
کربلا راه وفاق است حسین
دوستت دارم و دورم از ت
محک صبر، فراق است حسین…

 

 

 

 

3
دلم سربه‌هوا باشد چه بهتر!
سرم گرم‌ شما باشد چه بهتر!

عزادارم ولی شادم از این غم
غمی که دل‌گشا باشد چه بهتر!

به عشقت هرکجا باشد می‌آییم
اگر موکب به‌پا باشد چه بهتر!

چه ذکری بهتر از نام‌ حسین است
چه بهتر که رسا باشد چه بهتر!

سری که خالی از سودای یار است
اگر از تن جدا باشد چه بهتر!

«غم عشقت بیابون پرورم کرد»
نجف تا کربلا باشد چه بهتر!

 

تا اربعین شود، به چه حالی زمان گذشت
از کربلا به بعد، چه بر کاروان گذشت
از کوچه‌های کوفه گذر کرد، بگذریم!
از ماجرای شام مگر می‌توان گذشت؟
دندان گذاشت بر جگرش، خواهرت، حسین!
آنجا که از میان دو لب، خیزران گذشت
آنجا که پا به حلقه‌ی زنجیر، بوسه زد
آنجا که بر گلوی زنان، ریسمان گذشت
هر شب پس از تو، شام غریبان تازه‌ای است
هر روز بعد ِ داغ تو، بی‌سایبان گذشت
ناموس اهل بیت، تماشا شدند، آه!
افکند سر به زیر و از این، نوحه خوان، گذشت
دنیا به خود ندیده غمی را که نگذرد
《دنیا غمِ تو نیست که نتوان از آن گذشت》
کم بود هرچه از تو نوشتم ولی حسین!
《کم نیست اینکه نام تو‌ام بر زبان گذشت》

*مصرع‌های داخل گیومه از بیدل دهلوی

دسته بندی


ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.