تماس با ما
در صورت بروز هرگونه سوال یا مشکل میتوانید با ما در ارتباط باشید
اربعین حسینی، بزرگترین اجتماع انسانی و مذهبی جهان، هر سال میلیونها عاشق اهل بیت(ع) را به سمت کربلای معلی میکشاند. امسال دومین سال حضورم در اربعین بود و با اشتیاق فراوان آماده سفر شدم، اما دیسک کمر مانع پیادهروی طولانی نجف تا کربلا شد، مسیری که سال گذشته با شور و شوق طی کرده بودم.
با وجود محدودیت جسمانی و هزینههای درمان، تنها با اندک دینارهایی که از سال گذشته پسانداز کرده بودم، تصمیم گرفتم در روزهای آخر منتهی به اربعین، به صورت سواره و تنها راه بیفتم. دوستان و آشنایانم همه رفته بودند و تعدادی برگشته بودند و از حال و هوای مسیر برایم تعریف میکردند. اشتیاق برای زیارت امام حسین(ع) آنقدر در قلبم شعلهور بود که حتی درد کمر و کمبود بودجه نتوانست مانعم شود؛ چراکه شوق دیدار حسین(ع) برایم از هر دردی شیرینتر بود.
در طول مسیر، پرچمهای «یا حسین(ع)» بر فراز موکبها و نوحهها فضایی روحانی و سرشار از معنویت ایجاد کرده بود. زائران از همه نقاط ایران آمده بودند و لهجههای متنوعشان جلوهای زیبا از وحدت ملی را نشان میداد. گرمای طاقتفرسای مردادماه نیز نتوانست شوق زیارت را کم کند و همه با لباسهای مشکی و همدلی در مسیر حرکت میکردند.
یکی از صحنههای ماندگار، کودکان عراقی بودند که با لیوانهای آب و خرما از زائران پذیرایی میکردند. مهربانی آنها و تلاش بیوقفه موکبها برای خدمترسانی، نشان میداد عشق به امام حسین(ع) محدود به ملیت و زبان نیست.
در مسیر، با موکبی قرآنی هم برخورد کردم که هرکس سورهای را بدون غلط میخواند، هدیه دریافت میکرد. من سورههای «قدر» و «حمد» را خواندم و دو هدیه گرفتم که به سوغات برای فرزندانم آوردم. دیدن خوشحالی بچههایم وقتی هدایا را گرفتم، انگار ثمرهای معنوی برای سفرم بود و دلگرمی تازهای به من داد.
در یکی از موکبها که متعلق به کردهای عراق بود، با میزبانان به گفتوگو پرداختم. آنها کمی فارسی بلد بودند و من نیز تا حدودی لکی میفهمیدم. درباره جنگ ۱۲ روزه صحبت کردیم و آنها با خوشحالی از پیروزی ایران در این جنگ یاد کردند. این تجربه، پیوند انسانی و محبت میان مردم ایران و عراق را بیش از پیش در ذهنم حک کرد.
زمانی که به کربلا رسیدم و در بینالحرمین حضور یافتم، هیئتهای عزادار از جایجای عراق خود را رسانده بودند و هر کدام با شیوهای متفاوت عزاداری میکردند. صدای نوحهها و سینهزنیها و اشکهای جاری زائران، لحظهای فراموشنشدنی و اوج دلدادگی به امام حسین(ع) بود.
با وجود محدودیت جسمانی، این سفر برایم نه تنها یک حرکت فیزیکی، بلکه تجربهای عمیقاً روحانی و تحولآفرین بود. هر قدم، درس صبر، ایثار و همدلی را به من آموخت و فهمیدم اربعین تنها یک آیین مذهبی نیست، بلکه مدرسهای است برای تربیت دلها و پیوند انسانها بر محور عشق حسینی.
لحظهای که در کنار ضریح امام حسین(ع) ایستادم و با قلبی پر از اشتیاق دعا کردم، دریافتم که راه کربلا تنها با پا طی نمیشود، بلکه با دل است؛ و دل همیشه میتواند به حرم برسد.
پویش سوغات اربعین با هدف به تصویر کشیدن راهپیمایی اربعین و نمایش اجتماع عظیم مسلمانان و خلق این رویداد جهانی در قالب های فیلم، عکاسی، کلیپ. شعر، دلنوشته و خاطره، خوشنویسی و نقاشی برگزار میگردد.
021-67641716
Culture@jdsharif.ac.ir
تهران، بلوار اکبری، کوچه شهید قاسمی، سازمان جهاددانشگاهی صنعتی شریف