روز و
ساعت مانده تا اربعین حسینی
انّا علی العهد

مهدی باقریان – 2025-08-16 08:56:14

ما ترکناک یابن الحسین (ع)

مشق مویه یا مشق حماسه مساله این است؟!

هر روز عاشورا و هر زمین کربلاست…. سالها بود این زمزمه ورد زیر لب و ملکه ذهنمان شده است؛ زمزمه‌ای عاشقانه و گاه سرشار از بوی ابتلا و بلا و آزمایش و گاه سرشار از حماسه و عشق و دلدادگی و هر بار تصویری تازه از کربلایی که ما در آن آزموده می شدیم و خویش را به بلای عاشورای زمان گرفتار می کردیم.
شاید از بد حادثه است و شاید هم قسمت این نسل خمینی دیده و پرورده دست سید علی باشد که هم کربلای غزه و شام را دیده اند و هم این روزها کربلای تهران را ….
این روزها هم سری به نیزه بلند است، به مثابه همان سری که قرآن ناطق و خورشید درخشان صحرای تفتیده کربلاست، به مثابه همان سری که اعتبار آسمان و زمین است و راهنما و دلیل کاروانی که از فردا میهمان خار مغیلان است. و چه زیباست که پیشاهنگ سرها بازهم سرداران نینوا اما از جغرافیای ایران، ام القرای اسلام سرزمین یکزنگی و یکدلی و یکپارپگی انتخاب شده اند، باقری و سلامی که سلامی به حسین داده اند و حاجی زاده و رشید که رشیدتراز همیشه هم نشین خون خدا شده اند.
آری دشت کربلا به وسعت تاریخ گسترده و عاشورا به وسعت غم زینب (س) پرتکرار و جاودان و همیشگی است. آنها که تاریخ نخوانده و عاشورا و کربلا را مویه نکرده اند شاید بهراسند و نگران از آینده زمین، چشم بر حوادث روزگار دوخته باشند، اما آنکه جرعه ای از معرفت عاشورا را درک کرده می داند که ان الارض یَرِثُها عبادی الصالحون….
کربلای تهران به قاعده نینوای حسین (ع) هم شمر داشت و هم علی اکبر، هم عمر بن سعد و منافق و خودفروخته داشت و هم علی اصغر و عبدالله؛ این بار هم همان نواها در آسمان طنین انداز بود و باز مادری که دست به کمر نظاره گر بود تا فرزندانش را در آغوش مهر پذیرایی کند.
یزیدیان در پرتکرارترین حماقت تاریخ این بارهم نمی دانستند که ترس با فرزندان روح الله غریبه است، وقتی سالهاست در پی نوشیدن جام شهادت مویه کنان از این معرکه به معرکه دیگر کوچ می کنیم، وقتی آغوشمان برای شهادت همچون آغوش مادری برای دلبندش باز است، وقتی باران مِی باریدن گرفته و درِ باغ شهادت باز است ما را کدامین ساغرمرگ یارای هراساندن است؟ که ما نه جرعه جرعه که خمره های مستی را به پیمانه سر کشیده ایم…
شما حرامیان صهیون همان لشکر شکم‌بارگان کربلایید که روی حرمله را هم سفید کردید وقتی پرتابه هایتان حنجره رایان دوماهه را درید، وقتی کودکی را در آغوش مادرش و همسایه ای را در قنوت نمازش به مسلخ بردید؛ اما بدانید ما همان هاییم که برای فریادِ حق حاجتی به منبر نداریم و ما را نیزه ای بلند کافی است تا حنجر بریده و به زهرِ خنجرتان آغشته مان غریو رسوایی تان را به گوش آزادگان گیتی برساند.
تاریخ به ما آموخته حتی اگر شمر بر سینه خورشید بنشیند نور خدا خاموش شدنی نیست و پرتو اندیشه های این انقلاب حسینی نه تنها به حیات خلوت استکبار در آمریکای لاتین بلکه تا پستوی خیابان های نیویورک هم می رسد و این روزها طریق مشایه و خیابانهای نجف تا کربلا مملو از شور و شعور حسینیانی است که در اربعین حسینی فریاد انزجار از استکبار را سر داده و دیری نخواهد پایید که پرچم نهضت حسینی باوران و خمینی یاوران را بر بلندای بام جهان به اهتزار در خواهد آورد. یادتان باشد خیمه انقلاب خمینی و نهضت حسینی نمی سوزد اما آتشی که در منطقه افروخته اید دامانتان را خواهد گرفت؛ تلاش بیهوده نکنید و خیزران تهدید را بر دهان ما نکوبید که لب های ما بر سر نی و زیر سم اسب‌های انسان نمایتان نیز جز به حق و عدالت گشوده نخواهد شد و تا شرک و کفر هست برای ما مبارزه و سرود عشق هم هست.
کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا … مهم این است که ما کجای این زمین قتال ایستاده ایم؛ ما در روضه های حسین (ع) نه مشق گریه که مشق پیکار و حماسه کرده ایم؛ اربعین حسینی نه صرفا یک پیاده روی برای عرض ارادت بلکه یک صف آرایی بزرگ برای رخ نمایی در برابر دیوان و دیوانگانی است که حرف بی منطقشان را در گلوله و توپ بر سر مردم می ریزند. جنگ دردها و سوگ های زیادی برایمان به ارمغان آورد اما بی شک ما را به هم وابسته تر و پیوندهایمان را مستحکم تر و استوارتر کرد، و امروز حاشا که در این آزمون سخت حتی اگر تنهاتر از مسیح بر صلیبمان بکشید ما را امان نامه ای از خیمه حسین زمان بیرون کشد که آموخته ایم: «یوسف خریدن به زر ناب هم خطاست/ نفرین به ما اگر تو را به تمام جهان دهیم» . چراکه سید مقاومت به زیبایی گفت: ما ترکناک یابن الحسین علیه السلام.

مهدی باقریان – استان گلستان

دسته بندی


ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.