تماس با ما
در صورت بروز هرگونه سوال یا مشکل میتوانید با ما در ارتباط باشید
در میان بیابانی تفتیده،
صدای شیون کودکان همه جا را پرکرده است. جا میخورم برمیخیزم به سراغ صدا!
پر از دلهره میدوم، کودکان پیراهنها را بالا زدهاند و شکمها را گذاشتهاند روی توهم رطوبت و لبهایی که پژمردهی جرعهای آباند!
هنوز نفهمیدهام که کجا هستم!
کنار نخل سوختهای ایستادهام که مردی یا مشکی میان فرات رفته است، دلم خوش میشود.
مرد از اسب پیاده شده است.
دهانم کاملاً خشکیده است و نفسم، حلق و حنجرهام را سمباده میکشد اما او از من تشنهتر است و دلم میخواهد به پایش بیافتم که رحم کند و یک جرعه آب بنوشد، باشد که دلم آرام بگیرد…..
آب به خود میبالد، خودنمایی میکند، موج میزند و جرعههایش را در موجهای کوچکی تعارف میکند، مرد دست میان آب زده و یک مشت آب جدا کرده، مقابل لب آورده است، آب به شدت تشنهی لبهای اوست.
عکس خود را در آبهای کف دست میبیند.
آب را روی آب میریزد و رود سر به صخره میکوبد و مویه سر میدهد!
مشک قهوهای رنگی در دست مرد است پر از آب و نمیدانم چرا این همه سوار و پیاده نیزه به دست و شمشیرها آخته همه چشم به او دوختهاند!
عجیب آنکه ترس بر همه وجودشان جای گرفته، پاها و دستهایشان میلرزد و وحشت چشمهایشان را میفشرد، پیوسته نگاهی به پشت میاندازند، گویا دنبال راه فراری میگردند یا دنبال جان پناهی!
حس غریبی به من میگوید تا چند لحظهی دیگر لازم است میان رملها نشسته باشم.
اینک قهرمان در حال کارزار است و دستم را سایبان کردهام بالای ابروانم، آرش نگاهم را چله به چله میکشم و تا دورترین توانم پرتاب میکنم…
نمیدانم چرا دلشوره دارم، مثل خوره مرا میخورد!
باید برگردم روی رملها، نگاه میکنم، آری مرد آنجاست، دارد با دست چپ شمشیر میزند، روی دلشورههایم را با شقایق تحسین میپوشانم و به قهرمانی مرحبا میگویم که ذوالیمینین است.
نگاه میکنم، مرد بیشمشیر شده است!
صحنه را درست نمیتوانم ببینم، سرم را به زیر میاندازم، دوباره سعی میکنم. ابروانم را محکم به هم گره میزنم و مهرههای نگاهم را وقف میکنم تا قهرمانم را پیدا کنم.
از رفرف دو چشم، خون جاریست، و من هنوز نفهمیدهام چه شده است!
دو مروارید رخشان روی مشک قهوهای میدرخشند.
صدای آب، صدای ریختن آب میآید، من بیچاره در این خیالم که شاید…..
یک گُرز گران بالا رفته و در میان انبوه غبار گم شده و فرق سرم تیر میکشد!
الســـــــــــــلام علیک یا ســـــاقی عطاشا کــــــربلا
حمید احمدی
سفر اربعین سفری مهم و معنوی است که به صورت جمعی صورت می گیرد و زائر خواه ناخواه با ...
در طول عمر انسان برخی فرصتها فراهم می شود و نفحاتی می وزد که همیشگی نیست و باید انسان ...
۱- بعضی از مسائل ما تحت تأثیرفرهنگ غرب برای ما مسئله شده است، اگر ماوراء زندگی غربی به آن ...
پیادهروی اربعین یکی از بزرگترین تجمعات مذهبی جهان است که هر ساله میلیونها نفر از مسلمانان و حتی غیرمسلمانان ...
همزمان با ایام برگزاری رویداد بزرگ پیاده روی اربعین حسینی (ع)، پویش فرهنگی ـ هنری و علمی سوغات اربعین ...
آغاز به کار سومین پویش ملّی سوغات اربعین به میزبانی سازمان جهاددانشگاهی صنعتی شریف 💠خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران: ...
آیین رونمایی از پوستر سومین پویش «سوغات اربعین» برگزار شد *آیین رونمایی از آثار فرهنگی، هنری و علمی اربعین ...
در آستانه راهپیمایی اربعین، رعایت نکات بهداشتی و ایمنی بسیار اهمیت دارد تا مسیر سفر، سالم و بدون مشکل ...
در آستانه راهپیمایی اربعین، روایتی نورانی از امام صادق (ع) در کتاب «کامل الزیارات» بر جایگاه رفیع زیارت امام ...
021-67641716
تهران، جهاد دانشگاهی صنعتی شریف
farhangi@jdsharif.ac.ir
پویش سوغات اربعین با هدف به تصویر کشیدن راهپیمایی اربعین و نمایش اجتماع عظیم مسلمانان و خلق این رویداد جهانی در قالب های فیلم، عکاسی، کلیپ. شعر، دلنوشته و خاطره، خوشنویسی و نقاشی برگزار میگردد.
021-67641716
Culture@jdsharif.ac.ir
تهران، بلوار اکبری، کوچه شهید قاسمی، سازمان جهاددانشگاهی صنعتی شریف