روز و
ساعت مانده تا اربعین حسینی
انّا علی العهد

پرویز سهرابی – 2025-08-09 05:48:01

چیزی نمانده است
گنبد طلا را می بینم
اندک درد پا و خستگی که از اولین گام می¬خواست راه را سخت جلوه دهد
با دیدن گنبد فراموش شد
ذره ذره هوایی که تنفس می¬کنم آرامش است و اطمینان
با دیدن پیرمردی با سربند و پرچمی بزرگ و سبز، یاد خانه می¬افتم، یاد همه ی کسانی که گفتند دعایشان کنم و من قول دادم.
نکند یادم برود
شلوغی، اینجا ، حس خوشایندی دارد عجیب است غریبگی ناآشناست اینجا، حتی وقتی با زائری که عربی حرف می¬زد هم صحبت شدم بازهم غریبی معنا نداشت.
هردو لبخند می¬زدیم
سخن می¬گفتیم و می فهمیدیم هم را، واژه ها اما فراتر از زمین هستند از الفبایِ عشق
عرفات پر است از مردمان دور و نزدیک جهان
وجهان که در مقابل اینهمه عظمت رنگ می¬بازد و کوچک می¬شود
خدا
عزیز می¬دارد عزیزانش را.
روزی اگر راه او را بستند امروز راههای همه¬ی دنیا به این قبله¬ی آزادگی و عشق ختم می¬شود
چقدر دراین شور و رستاخیز کوچکم
خسی که در میان بادها جابجا می¬شوم
نزدیکتر می¬شوم قلبم تند تند می¬زند، هیجانِ چیست؟ نمی¬دانم
بازهم نزدیک تر شدم
ضریح دستم را می¬گیرد و من بغضم رها می¬شود نمی¬دانم چه بگویم یادم رفت.
چون کودکی که از هجوم دلتنگی در آغوش مادر است گریه میکنم.
دیگر جسمی از من نمانده است سبکبال و رها دل به اوج می¬رود
عروج از این خراب آبادِ دنیا
اربعین معراجِ عاشقان است.

 

پرویز سهرابی
دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه بوعلی سینا،همدان، ایران.

 

دسته بندی


ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.