روز و
ساعت مانده تا اختتامیه پویش
انّا علی العهد

نازیلا کاظم علیلو – 2025-08-06 08:51:15

رستاخیز

شانه در شانه می رود زائر
تا به سرچشمه ی بقا برسد
می برد جسم خسته ام را دل
تا به سرمستی لقا برسد

می روم با هوای عطر بهشت
جاده از شور عشق لبریز است
خواب مانده ست آفتاب سحر
کاروان باز هم سحر خیز است

دختری با نگاه زیبایش
روی زائر گلاب می پاشد
در میان مسافران بهشت
یک بغل آفتاب می پاشد

در دل لحظه های آرامم
بوی یاد خدای می ریزد
پیرمردی که ظرف می شوید
نوجوانی که چای می ریزد

پیرزن با دودست لرزانش
نان و خرما و شیر آورده
وقت صبحانه است،مردی هم
نان داغ و پنیر آورده

می کشد عشق رهروان را باز
می خرد یار، ناز یاران را
اربعین است و در کویر جهان
می کنم حس، شکوه باران را

این شکوه و جلال اسلام است
پیش چشمان مردمان زمین
مکتب کربلا نمی میرد
تا‌ نمرده ست ،آسمان و زمین

مکتب دادخواهی از ظالم
دوری از زندگی با ذلت
بودنِ در کنار مظلومان
مکتب سرفرازی و عزت

گم شده کبر من،منیت من
در دل لحظه های رستاخیز
پاکی و الفت و تواضع و صبر
شده از قلب خادمان لبریز

پایمان خسته و هوا گرم است
عزم کردیم ،امتحان بدهیم
باید این عشق را، اخوت را
به تمام جهان، نشان بدهیم

شانه در شانه می رود زائر
می وزد عطر کربلا ی حسین ع
دست ما را گرفته ثارالله
جان ما ،مال ما،فدای حسین ع

دسته بندی