روز و
ساعت مانده تا اربعین حسینی
انّا علی العهد

مهشید ظفری – 2025-08-02 17:14:09

“بسم الله الرحمن الرحیم”

پاهایم خاکی شده، کفش‌هایم سنگین‌اند، اما دلم سبک‌تر از همیشه است.
هر قدم که برمی‌دارم، انگار تکه‌ای از خستگی‌های قدیمی‌ام جا می‌ماند. این جاده عجیب است… جاده‌ای که هر چه جلوتر می‌روم، بیشتر به آرامشی که سال‌ها دنبالش بودم، نزدیک می‌شوم.
باد آرام می‌وزد و پرچم‌ها را تکان می‌دهد. صدای یا حسین(ع) از هر طرف می‌آید. قلبم می‌لرزد… اشک بی‌اختیار روی گونه‌هایم می‌غلتد. نمی‌دانم این اشک‌ها از شوق‌اند یا دلتنگی، فقط می‌دانم که آرام می‌شوم.
در مسیر، چهره‌های زیادی را می‌بینم. پیرمردی که عصا به دست آمده، نوجوانی که کفش‌هایش پاره شده، مادری که بچه‌اش را در آغوش گرفته… همه با یک مقصد، یک دل، یک عشق. اینجا هیچ‌کس از دیگری غریبه نیست. انگار همه ما یک خانواده‌ایم که به سمت خانه برمی‌گردیم.
خستگی هست، گرما هست، پا درد هست… اما همه این‌ها در برابر این شوق رنگ می‌بازد. در نگاه زائران، چیزی فراتر از رسیدن به یک مکان هست؛ گویی هر قدم‌شان نزدیک‌تر شدن به حقیقتی بزرگ‌تر است.
ای حسین…
من آمده ام با همه زخم‌هایم، با همه خستگی‌هایم. آمده‌ام تا در این راه، بخشی از خودم را جا بگذارم و سبُک‌تر به تو برسم.
اینجا یاد گرفتم…
بعضی مقصدها فقط با پا رسیدنی نیستند، باید با دل رفت. باید خودت را سبک کنی، باید بگذاری بارهای سنگینت در مسیر جا بماند. اربعین فقط راه رفتن نیست… اربعین راه دل است.

مهشید ظفری
دانشجوی رشته امور تربیتی
دانشگاه فرهنگیان پرديس کوثر یاسوج
دل نوشته اربعین

دسته بندی


ارسال نظر

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.